پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

دختر سبزی فروش دهکده



تو را ... دوست می دارم!

 

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که اب می شود دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم
برای پشت کردن به ارزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم
تو را برای لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم
تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های اسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست می دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام ...دوست می دارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام ...دوست می دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و
برای نخستین گناه...
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم...دوست می دارم

                                                         پل الوار- شاعر فرانسوی

 

 

 

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢٧ نظرات ()

مادر

مادر، تو کتاب نامکتوب مرارت هایی، تو دیوان محبت هایی، تو ناب ترین واژه شعر خلوصی؛ تو بلندترین داستانِ حماسیِ ایثاری. ای قصیده بلند عشق؛ ای عاشقانه ترین غزل؛ ای مثنوی رنج ها؛ تو بیت الغزل از خودگذشتگی هستی؛ تو قافیه احساس قلب منی؛ تو منظومه بلند فضیلت هایی تو بهترین بیت رباعی محبتی.
مادر، شعر وجود تو را، واژه واژه می نوشم و رعناترین غزال غزل هایم را به سویت روانه می کنم. دو بیتی های احساسم را همراه با شادمانه ترین ترانه فصل های زندگی ام، نثار دل بهاری ات می کنم. ای بهترین شعر زندگی، روزت مبارک باد.قلب




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢٢ نظرات ()

روز معلم

امروز به اندازه ی یک دهه،  12 اردیبهشت ، دل تنگ شدم!

 

یک ذره  خودمونو تحویل بگیریماز خود راضی




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٢ نظرات ()

 

یکی دوماه قبل از عید یکی از هم دانشگاهی هام که در یکی از درس های عمومی با هم همکلاس هستیم اصرار داشت که با برادرش  که قصد ازدواج دارد صحبت کنم
من زیر بار نمی رفتم تا اینکه بالاخره باهاش صحبت کردم
به نظر آدم معقولی می آمد و متشخص بود  موضوع را با خانواده ام مطرح کردم و این
آقا در ایام عید همراه خواهرش آمد خواستگاری و اتفاقا مورد قبول واقع شد
و خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم که چیزی به نام تحقیق هست
چون وقتی رفتند وتحقیق کردند فهمیدیم ما چه قدر آدمهای ساده ایم
چرا که این آقا  هم زن دارد و هم بچه و خلاصه برای خودش خانه و خانواده ای دارد و اتفاقا چه همسر خوب و مهربانی دارد و همسرش هم اهل زندگیه
ولی بیا که این آقا به قول معروف از وقتی شلوارش دوتا شده زیر سرش بلند شده و ...
ما چیزی به خانوم این آقا نگفتیم  که برای زندگی شون مشکلی پیش نیاد
ولی همچی بیل و کلنگ به خود آقا نشون دادیم که از این به بعد فقط مسیر خونه شون و محل کارش رو بلد باشه
از همه ی اینها بدتر این بود که این خانومی که اصرار میکرد، اصلا خواهر این آقا نبود
من هم این یک ماه کلا نه حوصله ی درس و دانشگاه رو داشتم و نه حوصله ی نت رو ونه حوصله ی دهکده رو
به همه ام گفتم از این به بعد کسی حرف ازدواج رو پیش من بزنه من میدونم و اون و بیل و کلنگ و ...
بعضی اتفاقات باعث میشه اعتماد آدم  به آدمهای دور وبرش  کم شه و این خیلی بد هست.




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٥ نظرات ()

سال نو مبارک

 

تو هم درگیر تشویشی ، مثل حالی که من دارم
برای دیدنت امشب ، تمام سال بیدارم

گاهی برای ما نسل سومی های معروف به دهه شصتی، اتفاقاتی  می افتد که برامون نوستالژیک هست.

من که گاهی حس می کنم  نسل ما رو اگر حوادث مترقبه و غیر مترقبه نکشد حتما نوستالژی یک کاری دستمون میدهد.

سال خوبی برای همه ی شما آرزو دارم.

شاد و پیروز باشید ،

 تا سال بعد همه ی دوستان را به خدای خوبیها میسپارم  چشمک 




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱ نظرات ()

علی دایی

 دعا کنیم هر چه زودتر سلامتی اش رو به دست بیاورد.

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢۸ نظرات ()

ماجرای من و خودپرداز قسمت آخر


وقتی خدای متعال زمین و زمان را آفرید تا من نانی به کف آرم و به غفلت نخورم
خودپرداز چه کاره است ؟!
بالاخره رفتم روبروی خودپرداز ، چشم در چشم ایستادم و گفتم یا پولمو میدی یا میزنم داغونت میکنمعصبانی
نمی دونی، بدون. من کنگ فو کارم تا اینو گفتم

پیغام داد : " قربونت کارت رو بزن مبلغ هم بزن خودم نوکرتم "
و بدین گونه  بین من و او صلح افتاد
صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدندقلب




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ نظرات ()

مقصر دستگاه خود پرداز بود!

امروز برای اطمینان ابتدا کارت را با خودپرداز امتحان کردم وقتی دیدم خودپرداز محل به کارت نمیگذارد وارد بانک شدم و رفتم پیش رئیس بانک و بعد از سلام و احوالپرسی با لبخند گفتم : ببخشید نمی دونم چرا این خودپرداز بانک شما هر چی من باهاش حرف می زنم چیزی نمی فهمد؟ اگه میشه خودتون بیایید با هاش صحبت کنید شاید زبون شما رو فهمیدچشم

جناب رئیس لبخندی زد ولی بعد که قیافه ی جدی منو دید گفت : مشکل چیه ؟

منم گفتم که ماجرا از چه قرار بوده و گفتم اگه میشه به همون خانومه بگید بیاد توضیح بده که متاسفانه خانومه نبود

گمون کنم از خواننده های این وب هست . بعد فهمیده من میخام برم سراغش ترسیده فرار کرده

به هر حال گفت فردا تشریف بیارید که اوشون هم تشریف دارن

منم برگشتم ولی قبل از خارج شدن به خودم گفتم بگذار یه بار دیگه امتحان کنم . کارت رو به خودپرداز دادم و مبلغی رو زدم و در کمال تعجب پول رو بهم داد

وقتی دیدم درست شده دوباره کارت رو زدم که کمی بیشتر پول بردارم

یه هو پیغام داد

" دیگه رو تو زیاد نکن همون که برداشتی کافیه برو وگرنه همونم ازت پس می گیرما"

یکی دوتا خودپرداز دیگه ام امتحان کردم  که با همین مدل پیغام مواجه شدم!

البته نه با این ادبیات  نیشخند

تازه اینجا بود که متوجه شدم مقصر خودپردازها هستن نه اون خانوم مسئول

حالا فردا باید یک جعبه شیرینی ام بگیرم ببرم برای اون خانومه ازش حلالیت بخام

ولی بعد از این چیکار کنم با این دستگاههای خود پرداز پر رو . حالا کارشون به جایی رسیده علیه ما شورش می کنن پول خودمونم به خودمون نمیدن یا جیره بندی می کنن!گریه




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ نظرات ()

دستگاه خود پرداز

رفتم با کارت بانک پول بگیرم . پول نداد و نوشت : تاریخ کارت شما انقضا یافته لطفا به بانک مراجعه نمایید.
منم مراجعه کردم به مسول کارت های الکترونیک میگم. یه همچی چیزی نوشته برام
مسول محترم میگه : وا قبضش نکرد؟
میگم :نه!
میگه باید دستگاه کارت شما رو قبض کنه بره تهران و براتون کارت جدید بیاد البته بیست روزی ام زمان میبرد.
میگم : حالا کار دیگه ای نمیشه کرد؟
میگه : نه یا کارتتون باید قبض شه یا امکان دارد خودکار تمدید شه
الان یک هفته ای هست هر بار که بیرون میروم کارت رو میزنم ولی همچنان دستگاه خودپرداز تمایلی به قبض کارت از خودش نشون نمیده
امروز دیگه کلافه شدم واستادم جلوی خود پرداز و با آرامش بهش گفتم : سلام عزیزم لطفا کارت رو بخور . دیدم نشد چند باری بهش گفتم ولی همچنان تمایلی نداشت. سر آخر لجم درومد و کارت رو گرفتم و گفتم: به جهنم که نمیخوری ! و ...
وقتی رویم را برگرداندم دو نفر ایستاده بودن و اینجوریتعجب منو نگاه میکردند.

دستگاه خود پردازه داریم؟! نیشخند




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱٤ نظرات ()

بهترین اشخاص

 

 

بهترین اشخاص، کسانى هستند

 که اگر از آن‌ها تعریف کردید خجل شوند،

 و اگر بد گفتید، سکوت کنند.


«جبران خلیل‌جبران»




کلمات کلیدی :
نویسنده : ریحانه تاریخ : ۱۳٩٠/۱٢/٩ نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به دختر سبزی فروش دهکده مي باشد.